X
تبلیغات
بهانه عاشقانه

بهانه عاشقانه

...به نام آفریننده ای که پرستیدن اوست سزاوار

آخرین بهانه عاشقانه...

به نام خدایی که پیوند زد قلب هایمان را...

سلام...

این اخرین بهانه عاشقانه ای هست که اینجا براتون میذارم...راستش رو بخوایین نمیخوام دیگه

منحصرا راجب خدا و عشق زیادی که بهش دارم بنویسم...

به دو دلیل...یکی اینکه واقعا وقت نمیکنم به اینجا برسم...و دیگری اینکه عشق من به خدا

اونقدر هست که در قالب کلمات جای نمیگیره...ولی در عوض در بلاگ جدیدی که باز کردم

میخوام راجب همه چیز بنویسم...خودم...خدا..و یه عالم حرف دیگر که فقط راجب منه...

نه هیچکس دیگه ای...اونجا منتظرتون هستم....و امیدوارم اونجا هم مانند اینجا کنارم باشید

و تنهام نذارید...تا یک هفته اینده اینجا حذف میشه...پس حسابی باهاش دیدار داشته باشید...

همیشه سر نماز اخرین حرفی رو که میزنم دوست دارم الان اینجا هم بگم....

خدایا اخم ها و لبخند هات رو شکر...خدایا عاشقتم دوستم داشته باش...

                                                      rain-vernal.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 23:19  توسط Simin Amiri  | 

گفتگو عاشقانه...

خداوند گفت : بیا تو...پس میخواهی با من مصاحبه کنی...؟

گفتم : اگر وقت داشته باشید.

خداوند لبخندی زد و گفت : وقت من بی نهایت است و برای انجام هر کاری کافیست.چه سوالاتی در ذهن

داری که میخواهی از من بپرسی...؟

گفتم :چه چیزی بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند...؟

خداوند جواب داد : اینکه از کودک بودن خسته میشوند و برای بزرگ شدن عجله دارند و سالیان دراز در

حسرت دوران کودکی به سر میبرند...اینکه سلامتی شان را برای بدست اوردن پول از دست میدهند و بعد

پولشان را خرج میکنند تا دوباره سلامتی شان را بدست اورند...اینکه با چنان هیجانی به اینده فکر میکنند

که زمان حال را فراموش میکنند و لذا نه در حال زندگی و نه در اینده...اینکه چنان زندگی میکنند که گویی

هرگز نخواهند مرد و چنان میمیرند که انگار هیچ وقت زنده نبودند.

خداوند دست های مرا گرفت و مدتی در سکوت گذشت

گفتم : چه درس هایی از زندگی را میخواهید بندگان یاد بگیرند...؟

خداوند لبخندی زد و گفت : یاد بگیرند که دیگران را نمیتوان مجبور به دوست داشتن خود کرد اما میتوان

محبوب دیگران شد...یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین دارایی را داشته باشد بلکه کسی است

که کمترین نیاز را داشته باشد...یاد بگیرند که برای ایجاد زخمی عمیق در دل کسی که دوستش دارند فقط

چند ثانیه زمان لازم است اما برای التیام ان سال ها وقت لازم است...یاد بگیرند که پول همه چیز میخورند

جز دل خوش...یاد بگیرند که دوست واقعی کسی است که همه چیز را در مورد انها میداند و با این حال دوست

شان دارد...

مدتی نشستم و با لذت تمام به حرف های او لبخند های پی در پیش فکر کردم و لذت بردم...از او برای وقتی

که به من اختصاص داده بود و برای همه کار ها و محبت هایی که برای من و خانواده و دوستانم کرده بود

تشکر کردم...

او پاسخ داد : من بیست و چهار ساعته در دسترس هستم فقط کافیست صدایم کنی تا جوابت دهم....!


پ.ن.لطفا ادامه مطلب رو هم بخونید.....

پ.ن.۱.منتظر نظراتتون هستم...!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 15:35  توسط Simin Amiri  | 

قدم های عاشقانه....

 تا خدا فاصله ای نیست ، بیااااااااااا

http://www.marshal-modern.ir/Archive/10547.aspx

تا خدا فاصله ای نیست

 بیا

با هم از پیچ و خم سبز گیاه، تا ته پنجره بالا برویم و ببینیم خدا

 

پشت این پنجره ها لحظه ای کاشته است؟

 

 تا خدا فاصله ای نیست ، بیا، با هم از غربت این

 

نادانی، سوی اندیشه ادراک افق ،مثل یک مرغ غریب، لحظه ای پر بزنیم

 

کاش می شد همه سطح پر از روزن دل ،بستر سبز علف های مهاجر می شد

 

 یا همان فهم عجیب گل سرخ یا همین پنجره گرد غروب

 

تا مرا با تو از این سادگی مبهم ترس ببرد تا خود

 

آرامش احساس پر از فهم وصال تا خدا فاصله ای بود

 

 اگر من چه می دانستم که اقاقی زیباست؟!

 

یا گل سرخ، پر از سر خداست؟!

 

 یا اگر بود که من، لای اوراق پر از سجده برگ،

 

رمز تسبیح نمی نو شیدم

 

 و از آرزویش مرطوب شعور من و تو در دل گرم

 

 و پر از شور امید خطی از عشق نمی فهمیدم من به پرواز خدا در دل من،

 

 در دل تو مثل هر صبح پر از آیه و نور، بارها!

 

معتقدم و قسم می خورم این بار،

 

به هر آیه نور تا خدا فاصله ای نیست، بیا


پ.ن.تعداد نظرات واقعا تاسف انگیز....نمیدونم....دارم دلسرد میشم نسبت به کاری که دارم انجام

میدم...امیدوارم کامنت های این اپ رو به خاطر اپ قبلی جبران کنید....منتظرتونم....

پ.ن.۱.نظرات در پست قبلی لطفا....ممنون میشم....

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 19:30  توسط Simin Amiri 

بخشش عاشقانه...

به نام خدایی که وجودش در سر تا سر روز های بی دغدغه زندگیم فریاد میزد...

سلام مهربونا...

بعد از دو هفته نبودن...اومدم براتون پست بنویسم...اول از یه سری از افراد ممنونم که موضوع

ارائه کردند برای پست های این وبلاگ...بعد هم به اونایی که موضوعی مطرح نکردند بگم که اگر

دوست دارید شما هم مثل دیگر دوستان مهربونم به طور خصوصی برام موضوعاتی که مد نظرتون

هست بذارید تا با هم دیگه در باره اش مذاکره کنیم...

خوب حالا بریم سراغ عاشقانه این هفته مون...

تا حالا چند بار تو زندگی تون اشتباه کردید...چند بار بدقولی کردید...چند بار دل شکستید...

حتما همتون میگید ده ها بار...البته یه سری فرشته هم داریم تو وبلاگ که میگن اصلا...هیچ وقت...

ولی روی صحبتم با کسانی هست که دل شکستند...بد قولی کردند...و هزاران هزار اشتباه...گناه یا...

دل کی رو شکستید...

مادر...

پدر...

دوست...همسر...فرزند یا...به چند نفر قول دادید ولی عمل نکردید به قولتون...ده ها نفر...آره دیگه...

چقدر در محل کارتون...خونتون...خیابون...و کلا ارتباطاتتون اشتباه کردید...حالا خیلی وقتها بخشیده

شدید به خاطر دل شکستنتون...بد قولیتون یا اشتباهاتتون...خیلی وقتها هم نه...که حتی زمانی هم

که یه مادر با تمام بزرگیش میبخشه...یه پدر به خاطر همه بزرگواریش میگذره...یه دوست به خاطر...

ولی مطمئن باشید توی ته ته قلبش همیشه یادش میمونه...نمیگم کینه به دل میگیره...نه ولی یادش

میمونه...که دلش شکست توسط یکی از عزیزانش...حالا روی دیگر این سکه دو رو رو نگاه کنیم...

تا حالا چند بار گفتید خدایا فلان چیز رو به من بده...اینشاالله جبران میکنم...دیگه گناه نمیکنم...

نماز میخونم...فراموشت نمیکنم...ولی به محض اینکه خدا با همه مهربونیش داده بهتون...

بد قولی کردید....دلش رو شکستید...باز هم گناه و اشتباهاتتون رو تکرار کردید و هر دفعه گفتید این

دیگه اخرین باره...بخدا فقط همین یه بار...و باز هم تکرار این اخرین بار ها...و اون در مقابل ؛

با بزرگیش...مهربونیش...با عشق ؛

بخشیده و گذشته از ما ها...از اشتباهات ما و تکرار انها به عنوان اخرین بار....بازم بهمون فرصت داده

با اینکه خودش بهتر از هر کسی میدونه ما ها حالا حالا ها درست بشو نیستیم...ولی اون بخشیده و

بخشیده و بخشیده...خدایا عاشقتم....

عاشق مهربونیت....

عاشق بخششت...

ببخششی که از جنس عاشقانه است....

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 10:0  توسط Simin Amiri  | 

گذشت عاشقانه...

به نام خدای ابراهیم که از اسماعیلش هم گذشت...

سلام...

اول باید عذرخواهی کنم از شما مهربونای نازنینم ؛

بابت هفته گذشته که بر خلاف قول قرارمون اپ نکردم...نذارید به حساب بدقولی....

چون واقعا این طور نیست...از این پس آپ هامون میشه برای هر دو هفته یک بار...

باور کنید وقت نمیکنم هر هفته مطلب جدید بذارم....خودتون که بهتر میدونید...درس و دانشگاه و....

خود شما ها هم خیلی هاتون وقت نمیکنید هر هفته بیایید سر بزنید...پس قرارمون رو میذاریم

برای هر دو هفته یک بار...راستی فراموش که نکردید معرفی اینجا رو....در اپ قبلی هم گفتم ؛

من وقت نمیکنم وبلاگ رو معرفی کنم ولی از شما ها میخوام شما به دوستان یا همکاران وبلاگ

نویستون معرفی کنید بهانه عاشقانه رو...تا همه با هم فیض ببریم...از عاشقیمون....از عشقمون...

در ضمن من منتظر موضوعات شما هم هستم....دوست ندارم همش من بگم و شما ها بشنوید...

شما هم بگید که من بنویسم...اگر موضوع خاصی مد نظرتون هست خوشحال میشم با من مطرحش

کنید....البته به طور خصوصی...که منم بذارم تو وبلاگ تا همه استفاده کنند و نظر بدهند...

خیلی از دوستان مهربونم راجب نام این وبلاگ پرسیده بودند که چرا اسمش بهانه عاشقانه است...

خوب جواب این سوال خیلی مشخصه...من جواب این سوال رو در اپ بعدی میدم ولی از شما ها میخوام

جواب بدید به این سوال....به نظر شما چرا اسم این کلبه یک ماهه بهانه عاشقانه است ؟

در اخر هم عید قربان رو به همه عاشقان بهانه تبریک میگم... ...عید قربان حکایت از گذشت میکند...

گذشتی پاک و عاشقانه...از وجود خود گذشتن خیلی سخته...ولی خدایش بیامرزد ابراهیم را که

 گذاشت و گذشت...

تا عاشقانه های بعدی....عاشق بمانید...

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

عیدتون مبارک

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 10:0  توسط Simin Amiri  | 

مهربانی های عاشقانه...

به نام اونی که آخرشه و سلام به تویی که مال اونی...

برای پست امروز خیلی فکر کردم...ولی با یه نگاه کوچولو به اطرافم...سوژه ام رو پیدا کردم...

امروز میخوام راجب موضوعی باهاتون صحبت کنم...که شاید خیلی بهش توجه نمیکنیم....

اونم مهربونی های خداست...مهربونیهایی که هر روز میبینیمشون ولی زیاد بهشون توجه نمیکنیم...

ساده از کنارشون میگذریم...نادیده اشون میگیریم...شایدم فکر میکنیم باید باشن...ولی اگه یه روزی

برسه که نباشن...اون وقته که میگیم خدایا چرا نیست....چرا نباید باشه...مگه من چه فرقی با اونایی

که براشون همیشه هست دارم....ولی وقتی همیشه هستن...شده یه بار بگی خدایا مهربونیت رو

شکر...منظورم از مهربونی خداوند...نعمت های زیادیه که بی هیچ چشمداشتی در اختیار ما گذاشته...

واقعا ما ها دیگه چی میخواییم...خونه نداریم که داریم...ماشین نداریم که داریم....پول نداریم که داریم...

از همه مهم تر سلامتی نداریم که اینم داریم...و حتی اگر هیچ کدوم از اینا رو نداریم...یه چیزی داریم

که همیشه بهش تکیه کنیم...یه چیزی هست که دلمون گرم باشه از حضورش...یه چیزی که وقتی بهش

فکر میکنیم...دلمون پر میشه از شادی وجودش...اونم خداییه که وسعتش بیکرانه....یه خدایی هست

که هر مشکلی هم داشته باشیم...یه لحظه که یادش می افتیم...با خودمون میگیم...خدا کریمه....

خدایی که واقعا کریمه...خدایی که عاشق بنده هاشه و عاشقانه ترین ها رو برای اونا میخواد....

و این جمله دو حرفی " خدا کریمه " خیلی وقتها چه ارامشی به ما میده...دیگه خیالمون راحت میشه...

یه نفس راحت میکشیم....چون میدونیم یکی هست که همیشه پشت مونه...پناهگاه مونه.....

کاشکی که ما ها قدر مهربونیاش رو بدونیم و تا اونا رو داریم ازش بابتشون تشکر کنیم...

اگر هم نداریم...اگر هزاران هزار مشکل ریز درشت داریم...خدا رو داریم...خدایی که مهربونه به وسعت

بیکرانه ها....خدایا مهربونیت رو شکر...


دوستان مهربونم...

با هم عهد کردیم روز اول اینجا یه کلبه کوچیک ولی پر از عشق باشه...یه کلبه ای که همگی در

کنار هم عاشق بشیم...و عشق رو به درست ترین نحوه تجربه کنیم...عشق خدا کم چیزی نیستااااا...

ولی من به دلایل مشغله های بسیار وقت نمیکنم که به همه وبلاگ ها یکی یکی سر بزنم و از وجود

این کلبه عاشقانه مطلعشون کنم...از شما خواهش میکنم که هر کدومتون که براتون مقدوره...هر کس

میتونه...اینجا رو در وبلاگش یا حالا به دوستانش معرفی کنه....حیفه خیلی ها از نعمت عاشقی محروم

بشن....اونم فقط به دلیل اگاه نبودن از وجود همچین جایی...در ضمن من وقت نمیکنم بیام تو وبلاگاتون

تک تک جواب بدم نظراتتون رو ولی حتما زیر کامنتتون ذکر میکنم جوابتون رو...در ضمن بازم یاداوری

کنم که راجب خود مطالب نظر بدید...ما میخواییم با هم دیگه به یه شناخت درست از خدا برسیم...

اگه اینجور باشه ممنون میشم...راستی دوستم هم که گفتم انفولانزا نوع A گرفته الان حالش خیلی

بهتره....ممنون از اینکه براش دعا کردید...تا سلام بعدی خدانگهدار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 15:30  توسط Simin Amiri  | 

تسلیم عاشقانه...

به نام خدای مهربونی که مهربون ها رو دوست دارد

سلام دوست های مهربونم...

اول یه عذر خواهی بابت اینکه هفته پیش نتونستم شروع کنم بهانه عاشقانه رو...

ولی این هفته به امید همونی که شده بهانه ای برای عاشقانه زیستن با هم دیگه شروع میکنیم.

اول یه سوال...تا حالا چند بار.....به خاطر چه چیزی تسلیم شدی...اصلا تصمیم چه چیزی شدی؟

تسلیم سرنوشت....تسلیم خانواده...تسلیم یه احساس بچه گانه..تسلیم یه خواسته نفسانی...

تسلیم یه گناه...و تسلیم خیلی چیز های دیگه که گفتن نداره و هممون میدونیم....

واقعا کدوم از اینا...واقعا تا حالا تسلیم کدوم یک از اینا شدیم و دم نزدیم...حتی گله یا شکایتی

هم نکردیم...حالا یه چیز دیگه...تا حالا کدوممون تسلیم خواست خدا شدیم...چند نفرمون به

خواستش راضی شدیم...کدوممون در مقابل صلاحدید اون سکوت کردیم...چند بار با اینکه خواستش

برخلاف میل مون بوده گفتیم خوب باشه قبول هر چی تو بگی...نه....فکر نمیکنم این تعدادی که

خواست خدا رو قبول میکنند و تازه یه خدا رو شکر جانانه هم میگن زیاد باشند....

با اینکه تسلیم شدن در مقابل خواست خدا قشنگ ترین نوع تسلیم شدنه...قبول ندارید....

ولی ما همیشه زشتی ها رو به قشنگی ها ترجیح میدیم...اگه یه وقت مساله ای پیش بیاد که

به خواست و میل ما نباشه...شروع میکنیم به کار های بچه گانه..قهر میکینم...ازش دلیل میخواییم

چرا چنین شد..چرا چنان شد اصلا از زبونمون نمی افته...در صورتی که اگه اینو بهت نداده..حتما

میخواد یکی بهترش رو بهت بده...اینجاست که باید به خودت بیای...باید تسلیم شی...تسلیم خدا...

خدایی که داشتنش جبران همه نداشته هاست....


لطفا درباره خود نوشته نظر بدید...نه مسائل حاشیه ای...مثل خسته نباشی...عالی بود...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 14:40  توسط Simin Amiri  | 

عاشقانه نفس بکشید...

" به نام خدای سرزمین عشق "

سلام دوستان گلم....اول یه تشکر کنم بابت بهانه های عاشقانه خوشگلی که برام گذاشتید...

امروز نمیخواستم آپ کنم...چون هنوز وقت نکردم به طور کامل اطلاع رسانی کنم...

هنوز نتونستم عاشقا رو پیدا کنم و بهانه ای رو بهشون معرفی کنم که ته عاشقیه...

ولی اونقدر برای چشمان قشنگتون ارزش قائلم که دلم نیومد به بهانه عاشقانه بیایین ولی

دست خالی بیرون برید...به همین دلیل آپ کردم ولی کار بهانه عاشقانه رو شروع نمیکنم...

اینشاالله از هفته دیگه دوشنبه میزبان نگاه های مهربون و عاشقتونم...البته با عرض شرمندگی...

تا هفته دیگه بهانه زنده بودنتون رو...بهانه نفس کشیدنتون رو...بهانه عاشقانه تون رو فراموش نکنید.

عاشق باشید و عاشقانه نفس بکشید...تا بتونید بهانه عاشقانه تون رو پیدا کنید...


میخواستم ازتون خواهش کنم برای یکی از دوستانم که به تهدیدی از جنس خوکی دچار شده

دعا کنید...خدا از شما قبول میکنه...براش دعا کنید...فقط دعا کنید...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 13:40  توسط Simin Amiri  | 

آغازی عاشقانه

                

                         " به نام کسی که خیلی عاشقه و عاشقانه ها رو دوست داره "

سلام مهربون های عاشق...

به بهانه عاشقانه من خوش آمدید...

امروز اومدم تا با هم بگردیم...دنبال یک بهانه...بهانه ای برای تمام فصول...یه بهانه ای که عاشقش

بشیم...یه بهانه ای که تموم نشه...پایان نگیره...ابدی باشه و جاودانه...یه بهانه که دلمون به حضورش

گرم باشه...یه بهانه که بتونیم دلمون رو خوش کنیم که اگر هر چی نداریم اون رو داریم...اونی که

داشتنش جبران همه نداشته هاست...ما ها بهانه مون رو پیدا کردیم....بهانه عاشقی...شاید هم

بهانه عاشقانه...

ما ها میخواییم اینجا عاشق بشیم...عاشق عشقی که یه دنیا ارزش داره داشتنش...بیشتر از همه

دنیا...عاشق کسی که خیلی دوستمون داره...بیشتر از همه دنیا...اونقدر که اگر قدرت درکش رو داشته

باشیم از خوشحالی میمیریم...حالا هر کی پایه عاشق شدنه....یا علی....ما میخواییم عاشق بشیم

عاشق خدا....عشقی که تو رگ هامون تزریق شده ولی خیلی وقته ازش بیخبریم...پس دستامون

رو بهم میدیم و عاشقانه ها رو با اون قسمت میکنیم...با خدا...اینجا قرار نیست یه پایگاه بشه برای

نصیحت...نه....قرار بر اینه که ماها به اندازه عاشقیمون از سفره ای برداشت کنیم که خدا برامون پهن

کرده...سفره ای که پر از عشقه...حالا هر کس که مایله...هر کس که عاشق عاشق شدنه...بسم الله

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اینجا از این پس هر هفته اپدیت میشه...پس دوشنبه  ها منتظر بهانه عاشقانه و وعده عاشقانه اش

باشید.امروز ۴ آبان مصادف با روز تولد خود منه...میخوام از اولین روز تولد عاشقانه نفس بکشم...

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 16:0  توسط Simin Amiri  |